تن در دادن
کسب و کار من است .
مرد که داشته باشی
دلت همه چیز می خواهد .
همه ی چیز هایی که یک "تن" میخواهد /همه ی چیز هایی که یک "زن" میخواهد /
حتی
یک مرد دیگر .
کافی است مرد نداشته باشی
تا باور کنی
نه تنی
نه زنی
.
طی پنج سال
روز های قشنگی را می گذرانی
که فکر می کنی
طرفت "با هیچ کس" نیست .
و بعد از پنج سال
روز های گهی را می گذرانی
که می فهمی
طرفت " با تو " هم نبوده .
این
یک عکس طولانی ست.
لبخند بزن .
دخترم
دختر خاک به سرم
بگذار سی سالت بشود
میبینی که مگس دور سرت وز هم نمیزند
حالا هی بتاز
مراقب باشید
که یا خیلی دیر نروید
از
یا خیلی دیر برنگردید
به
رابطه .
یه نفری نمیشه قد یه زندگی رو صاف نگر داشت
نمیشه یه گهی خورد که سالم موند
من الان یه نفرم
و بعضی شب ها
از یک نفر هم کمتر.
عشق
سهمتو ازمشکلات
دو برابر می کنه
چقدر خوب است
که دو نفر باشی
اما یک چیز برای از دست دادن داشته باشی .
شب فرو می رفت در اندوه دلی
تابستانت را در بهارم فرو کن
تا پاییز شوم و زمستان شوی
تا پررنگ شوی وبی رنگ شوم
تا یک رنگ شویم
تا تمام نشود ..
هرچه را که تمام شده می پنداشتیم .
آدم هایی مثل تو را یادم رفته بود /
دیوث معتمد به نفس
درس دانشگاه نخوانده و درس زندگی پس داده
با زبانی دراز و لاپایی درازتر
که آدم های بی آزاری مثل من هم
آزارشان می دهد
همه بند بند مرا چو نی
بود از غم تو حکایتی
ولم میکند می رود پی کارش
فکر میکند فکر را هم میشود بست به تخت
که خطا نرود
انگار با خودم قرار گذاشته ام
از خودم دفاع نکنم .
بند بزن.
با هر چه که فکر می کنی می شود ،
بند بزن .
هی !
دیوارهای سفید!
بالش ها و ملحفه های زرد!
صورت سردتان را به صورت سردم بچسبانید
که دیگر گرمی پوست هیچ مردی
بین من و شما نیست ..
حالا باید بگردیم دنبال یک مرد
که صورتش سفید است وکمی ته ریش دارد
ته نگاهش هم
هر چیزی هست جز
چیزی بیشتر .